ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

355

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

نعمتهاى خداى متعال است پس هر گاه يكى را ببيند كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته از حزن و اندوه مشرف به هلاكت مىشود پس اهل عالم از نعمتها خالى نيستند ( از نعمتهاى الهى برخوردارند ) و حسود نيز از در افتادن به غم و اندوه خالى نمىباشد ، شعر : ( 1 ) توانم آن كه نيازارم اندرون كسى حسود را چه كنم كو ز خود به رنج ، دراست بمير تا برهى اى حسود كاين رنجى است كه از مشقّت آن جز به مرگ نتوان رست شور بختان به آرزو خواهند مقبلان را زوال نعمت و جاه ( 2 ) . نبيند به روز شب پره چشم چشمهء آفتاب را چه گناه 53 - كفى بالظَّفر شفيعا للمذنب . على ( ع ) فرمود : پيروزى كافى است كه شفيع گنهكار باشد . شارح گويد : ( ب ) در با الظَّفر كه فاعل است زايد مىباشد ، و شفيعا به عنوان تميز منصوب است و للمذنب متعلَّق به شفيع و ظفر ، بر سبيل تنازع مىباشد . يعنى هر گاه بر كسى كه بر تو ستم كرده است پيروز شدى و توانايى يافتى كه از او كيفر بگيرى با آن كه كسى ندارد كه او را شفاعت كند او را ببخشاى چون پيروزى بر او براى شفاعتش بسنده و كافى است . 54 - ربّ ساع يسعى فيها يضره . على ( ع ) فرمايد : بسا كوشنده اى كه در چيزى مىكوشد كه به زيان اوست . شارح گويد : اصل در ( معناى ) رب آن است كه براى كم كردن چيزى باشد كه بر آن داخل شده است ليكن بيشتر براى كثرت و زيادى به كار مىرود و مشهور آن است كه حرف مىباشد و گفته‌اند كه : مانند ( كم ) خبرى اسم است و بر اين كه ربّ اسم است به درست بودن اين گفته : ربّ رجل كريم اكرمته استدلال شده است زيرا كه فعل به مفعولى به وسيلهء حرف

--> ( 1 ) دو بيت بالا از سعدى است كه آن را در باب اول گلستان آورده است ( به گلستان نسخهء چاپى تصحيح استاد عبد العظيم قريب صفحه 25 نگاه كنيد . ) ( 2 ) دو بيت بالا از سعدى است كه آن را در باب اوّل گلستان نقل كرده است و بعد از آن دو بيت اين بيت است كه « راست خواهى هزار چشم چنان كور بهتر كه آفتاب سياه » . به گلستان نسخهء چاپى تصحيح استاد عبد العظيم قريب صفحه 25 بنگريد «